|
صورت جلسه شمار5
کمیسیون پروژه سیاسی جمهوری خواهان لائیک و دمکرات ایران
مورخ یکشنبه 2 تیرماه 1387 ( 22 ژوئن 2008 )
شرکت کنندگان : مرجان انصاری ، شیدان وثیق،علی حجت، کامران صادقی،مسعود
علوی بحرینی و محسن مقصودی
مخبر کمیسیون،شیدان وثیق ، درآغاز جلسه گفت که طرحی اولیه ای را آماده کرده
ام که برای دوستان فرستادم. این طرح چکیده ای است از نظرات مطرح شده که فکر
می کنم میتواند به پیشرفت بحث ها کمک رساند. اگر مایل باشید و طرح را
خوانده باشید می توانیم در این رابطه نیز صحبت کنیم.
محسن مقصودی گفت که این طرح را خوانده ام و با کلیات آن موافقم و از آن
استقبال می کنم . اگر بتوان راستا های گروه های کار را مشخص ترنمود، آنگاه
تمرکز و کیفیت بالاتروکمیت بیشتری را شاهد خواهیم بود.
مرجان انصاری گفت که در رابطه با طرحی که مطرح شده است می خواستم چند نکته
را طرح کنم. من یکی از علاقه مندان تشکیل گروه های کار هستم و فکر می کنم
در نشست سوم ، مهم است که این گروهها تشکیل شوند. جنبش بدون گروه های کار
نمی تواند محتوای دقیق تر و درست تری را مطرح کند که جذابیت داشته باشد.
تشکیل این گروه ها می تواند کیفیت جنبش را بالاتر ببرد و نشان بدهد که چه
می خواهیم بگوئیم. به همان اندازه هم کسانی را که می خواهند با جنبش کار
کنند، بدانند با کی و درباره چه می توانند فعال باشند. با تشکیل این گروه
های کاری نظرها روشن تر و شفاف تر می گردند و همراهان جدید و علاقه مند می
توانند با سهولت بیشتری کار کنند.
بنظر من این گروههای کار می توانند یک نماینده در شورای هماهنگی داشته
باشند و از این طریق نظرات گروه را به شورا منتقل سازند. به غیر از گروه
هائی که شیدان مطرح کرده است ، تشکیل گروه کار تبلیغات نیز اهمیت دارد که
از طریق رسانه ها به مطرح کردن جنبش اقدام کند.همه کسانی که در جایی کاری
انجام می دهند می توانند از طریق گروه تبلیغات آنرا تکمیل و یا گسترش دهند.
البته باید این نکته را هم ذکر کرد که تبلیغات بدون پشتیبانی مالی امکان
پذیر نیست و از اینرو ضروری است که دراین رابطه صندوقی تشکیل شود و هر کس
که بخواهد، بتواند به آن کمک نماید.
نکته دیگری که می خواستم مطرح کنم در درباره خط و خطوطی است که جنبش می
بایست در رابطه با سازمان ها، احزاب و هر گروه دیگر داشته باشد.البته می
توان با همه گروه ها کار کردولی چارچوب های همکاری نمی تواند جدای از سند
سیاسی و خط مشی جنبش باشد. بدین ترتیب ما می توانیم به ارزش های جنبش اضافه
کنیم و نه آنکه از آن کم کنیم. جنبش بخاطر کیفیت آن جاذبه دارد و نه کمیت
آن . اگر محتوای جنبش عوض شود، جاذبه آن ضعیف میشود ومورد توجه مردم قرار
نخواهد گرفت. از این لحاظ بخاطر همکاری با دیگر سازمان ها نباید خط مشی خود
را عوض کنیم . جنبش صدای بیرونی مردم است و باید باشد.
سپس علی حجت در بحث شرکت کرد و گفت که یک مطلبی در اینجامطرح شد که مهمترین
مسئله بین نشست سوم و چهارم جنبش، پرداختن به بحران داخلی خودمان است. من
فکر می کنم که وضعیت بحرانی داشتیم و شاید هم هنوز ادامه دارد ولی بحران
موقعی بوجود می آید که همیشه فکر کنیم بحران داریم. راه خروج از بحران
اینست که به وظایف وکارهایی که داریم ، بپردازیم. من فکر نمی کنم که وظیفه
اصلی ما بین نشست سوم و چهارم پرداختن به بحران باشد. آنچیزی را که ما اسمش
را بحران می گذاریم باید ضعیف ترش کنیم و راه حل برایش پیدا نمائیم.
من کم و بیش با این فرمولبندی موافق هستم. وظیفه اصلی جریان سیاسی ما بعد
از نشست سوم و شاید از همین الان در واقع باید این باشد که به همین شیوه که
در طرح آمده است و در نشست هانوور هم به یک صورتی مورد تائید قرار گرفته
بود. جریان سیاسی که نخواهد روی حرف های خودش تبلیغ بکند، اصلا معلوم نیست
برای چی بوجود آمده است. می شد به جریانات دیگر پیوست. در مورد تبلیغات
باید گفت که آن یک ابزار کار است. یکی دیگر،مضمون قضیه است که باید مورد
بحث و بررسی قرار بگیرد. مسائل را باید با مقالات و دیگر راه ها شکافت و
تحلیل کرد.
کوشش برای ارتباط گیری با ایران ، کارهای افشاگرانه ای که در جامعه می
توانیم بکنیم. در درجه بعد هم همکاری و همسوئی ما با دیگر نیروها .
ما باید از یک سری فرمول هائی که سوء تعبیر و یا سوء عمل هائی را در پشتش
دارد مثل اتحاد گسترده بطور جدی بر حذر باشیم. این در واقع یک نوعی انعکاس
همه این 20 سال است کوشش هائی که همه را توی یک کیسه کند. حتی بعضی ها
هستند که با صراحت می گویند که ما کی هستیم؟ مائی وجود ندارد! اگر مائی
وجود ندارد با ما چه کار می کنید؟ واقعیت اینست که آمدنشان شیر و یا خطی
بوده است. یعنی کاملا ممکن بوده است که بروند طرف اتحاد جمهوری خواهان. بعد
آمده اند طرف ما. اشکالی ندارد هرکس خواست بیاید قدمش روی چشم. برعکس کسی
با ما بوده، می خواهد برود به اتحاد جمهوری خواهان باید گفت ازما بخیرو از
تو به سلامت. منتها تا وقتی که با ما هستند روشن باید گفت که مائی در اینجا
وجود دارد. چطور می تواند یک مائی وجود نداشته باشد. ما همان سند سیاسی است.
این رقیق کردن است که مخرج مشترک را تقریبا به صفر تنزل دهیم، که ما می
توانیم با هرکسی و در هرجائی نشست و برخاست و اتحاد گسترده بکنیم. من به
نیت افراد کار ندارم. من می دانم که نیت افرادی که حرف از اتحاد گسترده می
زنند چیزی جز خدمت نیست .
کامران صادقی گفت : دوستان عزیز!
من امروزسعی خواهم کرد کمتر صحبت کنم تا وقت بیشتری برای دوستانی که تا
کنون کمتر صحبت کرده اند باقی بماند.
مشغله اصلی ذهن من تمرکز توجه ما، و یا آنطور که در صحبتهای قبلی عنوان
کردم، رویکرد ما به مسائل و مباحث موجود در داخل کشور و از این زاویه کوشش
در جهت تغییر وضعیت موجود در ج ج د ل ا و متحول کردن آن بود.
خوشبختانه به نظر میرسد که جز در یکی دو مورد اغلب دوستان با چنین رویکردی
توافق دارند. از اینرو من با تمام پیشنهاداتی که به پیش برد کارها در این
زمینه ها کمک کنند، موافق هستم.
از بین پیشنهاداتی که تا کنون مطرح شده اند برگزاری یک کنفرانس همه جانبه
در زمینه لائیسیته، بعنوان یک فعالیت مرکزی، آنطور که دوستمان شیدان توضیح
داد را بیشتر می پسندم. چرا که اولاً یکی از معضلات اصلی امروز جامعه است،
دوماً یکی از خواستهای اصلی ج ج د ل است، و سوماً از طرف دیگران کمتر به آن
پرداخته میشود.
در رابطه با فعالیتهای دفاعی و همکاری با نیروهای جمهوری خواه در خارج از
کشور من کماکان بر این نظر هستم که در فاصله نشست سوم تا چهارم این
فعالیتها را از طریق نهادهای محلی، با مسئولیت و ابتکار آنها به پیش ببریم.
شورای هماهنگی مسئولیت انعکاس گسترده اخبار این فعالیتها را بعهده گرفته و
حتی المقدور استفاده از امکانات موجود را برای نهادها هماهنگ میکند.
مسعود علوی بحرینی گفت که من طرح ارائه شده را خواندم و فکر می کنم که به
روش خوبی مطرح شده است و به مسائلی که در نشست مشورتی هانوورمطرح کرده بود،
جواب داده است و در مجموع با آن موافقت دارم. تا اینجا این طرح به مسائل
داخلی جنبش می پردازد و رابطه همراهانش را منعکس می کند. در رابطه با مسئله
چهارم اگرما بخواهیم آنرا به نشست چهارم معوق کنیم، عملا دچار مشکل خواهیم
شد. بعد از مطالعه طرح اولیه ، فکرکردم که مسئله چهارم را با توجه به سه
مسئله قبلی تعریف بکنیم و بگوئیم که ما توافق داریم با هر نیرویی که با این
سه وظیفه پیش گفته، توافق دارد و در این سه زمینه حاضر است پا به جلو
بگذارد، کار کنیم.
مسئله ارتباط با خارج از جنبش فقط به احزاب و سازمانها محدود نمی شود. با
اینکه مسئله ای پیچیده است اما می تواند اشکال دمکراتیکی بخود بگیرد.
همکاری چه با انجمن های دفاعی باشد چه با سازمان های سیاسی باشد بر مبنای
این سه کار تعریف شده ،بدون آنکه پیش شرط آن باشند، می تواند انجام می گیرد.
محسن مقصودی در رابطه با سیاست اتحاد ها گفت که ائتلاف و اتحاد نیروهای
سیاسی معتقد به جمهوری، دمکراسی و لائیسیته که خواست دیرین مردم کشورمان
است به دلایل زیرین هر روز اهمیت بیشتری کسب می کند:
ـ با کثرت گرائی سیاسی روز افزون جامعه ، شرایطی که حزب و یا سازمانی
بتواند اکثریت بزرگی را نمایندگی کند ، وجود ندارد؛
ـ در حالی که قدرت سیاسی رژیم حاکم بشدت بسوی تمرکز بیشترحول "ولایت فقیه"،
پیش می رود، نیروهای دمکراتیک کوچک و پراکنده براحتی توسط ارگان های حاکم
منزوی و سرکوب می گردند؛
ـ وضعیت عینی و واقعیت های ذهنی جامعه، از قبیل انبوه کارگاه های تولیدی و
خدماتی درجامعه وطیف بسیارپهن حقوق بگیران و کارمندان دولتی، یا وجود ملیت
های مختلف و فرهنگ های متفاوت و سوابق و پیش داوری ها نیروهای سیاسی و غیره
، به موانعی دائمی بر سر اتحاد ها تبدیل شده اند. غلبه بر این پراکندگی ها
و یا حداقل کاهش آنها موجب رشد سیاسی واجتماعی جامعه و انگیزه ای برای
انسجام و پیوند اجتماعی و حفظ کشور است.
روند ائتلاف ها اگرچه تجربه تاریخی طولانی پشت سر خویش دارد همچون جبهه
متحد ضد فاشیستی، شورای متحده مرکزی کارگران، جبهه ملی و یا یکپارچگی عملی
در انقلاب بهمن ، اما واقعیت آن است که هنوز منش و روش و شیوه های مبارزه
متحد و ائتلاف ها که اتحاد عمل مبارزه برای آزادی و استقلال را تقویت کنند
، در ابهام هستند.
جنبش جمهوری خواهان می تواند نقش مثبتی در این عرصه بازی نماید. از علل آن
نبود پیشداوری های منفی نسبت به عملکرد چند ساله آن و تجربه فشرده همراهان
هستند.
اما سوال اینجاست که آیا جنبش بعنوان یکی از گروههای طرف ائتلاف باید نقشی
بعهده گیرد و یا چهره یک نیروی میانجی دارد؟
بنظر من جنبش از یک سو خود بخش کوچکی از ائتلاف نیروهای سیاسی است که
قابلیت تعمیم به یک ائتلاف وسیع تر را داردو از سوی دیگر بخاطر همین خصلت
ائتلافی اش می تواند نقش میانجی ائتلاف احزاب و سازمان های سیاسی بگیرد.
اشتباه خواهد بود که جنبش خود را یک گروه، ائتلاف کننده و یا یک "طرف"
ائتلاف بحساب بیآورد. خصلت درونی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک این
اجازه را به آن نمی دهد که خود همچون یک گروه و سازمان سیاسی عمل نماید.
بدین ترتیب بنظر من سیاست ائتلافی که جنبش می بایست در پیش گیرد تکیه بر
موارد زیر دارد:
ـ جنبش بعنوان ائتلاف کوچکی مابین گرایشات فکری مختلف خود می تواند مکانیزم
ها و شیوهای کار یک ائتلاف را در عمل نشان دهد و بازده و نتایجی مثبتی برای
تشویق دیگر بخش های جنبش برای همکاری داشته باشد ؛
ـ حضور اعضای تمام نیروهای جمهوری خواه و دمکرات و لائیک را در جنبش تشویق
و ترغیب کند تا از این رهگذر عملا همکاری در سطوح مختلف مابین متعلقان به
گرایشات گوناگون صورت گیرد؛
ـ با جمع بندی و انتشار تجربیات تاریخی و دامن زدن به بحث ائتلاف ها و
اتحادها و رفع ابهام ها وسوالات احزاب و سازمان ها نسبت به یکدیگر ، به
بستر سازی ائتلاف جمهوری خواهان کمک نماید،
ـ همکاری گروه های کار و کمیته های مشترک برگزاری مراسم و تظاهرات ومبارزات
گوناکون را تشویق و تجربیات برآمده از آن را تدوین کرده، در سطح جنبش منتشر
سازد.
برای این اهداف و پیگیری این خط مشی بسیار مناسب است که کمیسیون و یا گروه
کاری از همراهان بوجود آید.
سپس علی حجت گفت که آنچه باید روشن شود اینست که سرنوشت ما تا کنون چگونه
بوده است . کسی نگفته که همه باید در ما حل شوند. طیفی از چپ چپ تا راست
راست وجود دارند و پایه های طبقاتی خاصی دارند. ما یک بخش معینی را
نمایندگی می کنیم .هدف ما باید افراد باشد. بعد هم، همکاری خواهد شد. ما که
نمی توانیم به همه گروههای سیاسی نزدیک شویم.مثلا اگر گروهی برخوردی
ناسیونال شوینیستی کرد و یا ازنظر مالی از آمریکا کمک گرفت که ما نمی
توانیم به آن نزدیک شویم .
مرجان انصاری در ادامه گفت که فکر می کنم وقتی این گروههای کاری تشکیل می
شوند بهتر است که کنارشان هم چیزی سنجاق کنیم که درگیری ها کمتر شود و آن
توجه به سند سیاسی است.
شیدان وثیق در انتها گفت که خوب روشن است که همیشه فعالیت ها در چارچوب سند
سیاسی است ولی این هم روشن است که سند سیاسی یک چیز غیرقابل تغییر نیست.
با توجه به تمام مسائل ما باید سعی کنیم در چارچوبی که در نشست مشورتی
هانوور تصمیم گرفتیم ، پیش برویم. مسئله اتحاد اپوزیسیون ماهیت خودش را
دارد ولی جزو بخش کار ما نیست. این همکاری نیروهای داخل و خارج در چارچوب
آکسیون ها می تواند صورت پذیرد. من جزو کسانی هستم که نگرانی ندارم با بعضی
از نیروهای جمهوری خواه دست به همکاری بزنیم. من پیشنهاد می کنم که در این
باره بنویسیم و فکر کنیم ولی زیاد روی مسئله اتحاد و ائتلاف نرویم. واقعیت
کنونی وضع اپوزیسیون را باید بدانیم که چیست؟ نه بطور کلی که بطور مشخص .
مثلا در حال حاضر اتحاد فدائیان، اکثریت، اقلیت و... چه اوضاعی دارند ؟ این
ها را بررسی کنیم و بعد بیائیم در این باره صحبت کنیم.
فلسفه اصلی که من دنبال می کنم این است که ما از فعالیت (عملی یا ذهنی)
شروع کنیم و برمبنای آن اشکال و مناسباتی را بسازیم. از کار و مسئولیت
پذیری حرکت کنیم و بعد اشکال این حرکت را تعیین کنیم. می شود یک کمیته محلی
داشت و سالها هم تنها در بی عملی به سر برد. ولی صرف داشتن یک کمیته به
عنوان یک شکل، کار و مبارزه ای را پیش نمی برد.
من موافقم که در نشست سراسری افرادی داوطلب شوند برای گروه های کار. البته
این ایده ها را می توانیم دقیق تر هم بکنیم. این گروه های کار بنوعی بیان
همین جمهوری خواهی هستند. البته می توانیم گروه مالی و یا تبلیغاتی و غیره
را نیز بوجود بیآوریم ولی بهرحال باید بدانیم که ما از وضعیت خودمان باید
حرکت کنیم. صحبت از یکی دو سال آینده است .مگرچقدر نیرو داریم؟
دربحث اینکه آیا این گروه های کار مستقل باید باشند و یا نه ؟ باید گفت که
درست است که مستقل هستند ولی بحث همآهنگی هم در میان است و باید آنها یک
رابطه ای نیز با شورای همآهنگی داشته باشند.
ما باید کم کم برویم به سمت یک طرحی که به نشست بدهیم. یکی می گفت «بهتراست
کمتر ولی بهتر!». یک طرحی که قابل تصویب باشد و چه از لحاظ مضمون و چه
کلماتی که بکار برده می شود سلیقه ها را جواب بدهد.
اگر توافق شد که چنین گروه هایی تشکیل بشوند ، آنوقت وظایف آنها را در
ضمیمه ها بگذاریم که گروههای کار با توافق آنها را پی گیرند. و دیگر لازم
نیست که در نشست به تصویب برسند. چرا که هرچقدر مسائل بیشتری را در نشست
بخواهیم باز کنیم توافق بر سر آن دشوارتر می شود.
|