ندای آزادی

بازگشت به صفحه نخست

 

صورت جلسه شمار4
کمیسیون پروژه سیاسی جمهوری خواهان لائیک و دمکرات ایران


مورخ یکشنبه 26 خرداد 1387 ( 15 ژوئن 2008 )

رابط با شورای همآهنگی محسن نژاد
شرکت کنندگان : مرجان انصاری ،مریم یوسفی، شیدان وثیق، کامران صادقی،مسعود علوی بحرینی، حسین ب. و محسن مقصودی

در آغاز جلسه درمورد شیوه نگارش صورت جلسه و تصحیح و ارسال آن به همراهان بحث انجام گرفت و موافقت شد تا شرکت کنندگان پس از دریافت صورت جلسه ،هر یک بخش مربوط به سخنان خود را تصحیح و در زمان تعیین شده برای منشی جلسه،محسن مقصودی، ارسال و متن نهائی توسط مخبر جلسه، شیدان وثیق، برای همراهان و تارنمای جنبش ارسال گردد.

کامران صادقی درشروع بحث پیشنهادی را که قبلا برای گروه کار فرستاده بود مطرح کرد: " جهت اجتناب از بحثهای پراکنده و بی ارتباط با موضوع، پیشنهاد میکنم ابتدا همه دوستان گروه کار طرح خود را در رابطه با برنامه عمل ...(بویژه بطور مشخص از نشست سوم تا چهارم) ارائه بدهند. پس از آن، این طرحها یکی پس از دیگری مورد تبادل نظر قرار بگیرند تا نکات اشتراک و افتراق آنها روشن شوند. باین ترتیب امکان جمعبندی نظرات و ارائه آنها به نشست تسهیل میگردد" .
در ادامه سخنان جلسه گذشته این عبارت را اضافه کردم که به نظر من چگونگی همکاری با نیروهای جمهوری خواه در خارج از کشور میتواند در محدوده اختیارات نهادهای محلی باشد. در نشست چهارم با جمعبندی از فعالیتهای انجام شده، تدقیق و تکمیل آنها و یا برداشتن قدمهای دیگرمیتوان تصمیمات جدیدی اتخاذ کرد.

مرجان انصاری گفت که یک سری پیشنهادات داشتیم که تقدیم خواهدشد. بنظر من بحث ها و مبارزاتی که انجام می گیرد می بایست در کنار هم پیش برود و در چارچوب جنبش. در واقع واحدهای محلی خود تصمیم می گیرند که چه کاری باید انجام دهند ولی مهم ترین نکته ای که باید در نظر داشته باشند این است که این فعالیت ها زیر نام جنبش مطرح گردند تا اسم و حضور جنبش مطرح گردد. اگر کاری ویا مبارزه ای صورت می گیرد ولی در آن نام جنبش مطرح نشود موجب آن نخواهد شد که اصول و اهداف جنبش اشاعه یابند ویا علاقه مندان جدید به جنبش جلب شوند.
اقدامات بسیاری می توان انجام داد ولی در درجه نخست موکول می گردد به ابتکارات محلی همراهان چراکه برای واحدهای محلی نمی توان تعیین تکلیف کرد بدون اینکه شناختی از امکانات و مشکلات هر محلی داشت. یک سری کارهای سراسری را می توان با همآهنگی با هم، همچون تظاهرات ،انجام داد. این اقدامات مشترک با همفکری سراسری که می تواند از طریق سایت و یا پال انجام گیرد، بدست می آیند.

حسین ب. در ادامه گفت که این اولین بار است که در جلسه شما شرکت می کنم و خوشحالم که بتوانم مثمر ثمر واقع شوم. صورت جلسات قبل برایم فرستاده شده است. چند نکته بنظرم رسیده است که بهتر دانستم آنها را مطرح کنم ، شاید مفید باشد.
جنبش جمهوری خواهان جنبش برای جنبش نیست همانطور که خود می گوید می خواهد بصورت یک آلترناتیو در مقابل جمهوری اسلامی فراروید و جایگزین آن باشد و یک جمهوری دمکراتیک و لائیک را در ایران پایه ریزی نماید و بر سر کار بیآورد.در نتیجه به نظر من می بایست بیشتر متشکل تر و با توجه به اهدافش حرکت بکند. بعنوان مثال آنچه را که کامران گفت که همکاری با دیگر نیرو ها را به عهده واحدها بگذاریم ، در خط مشی عمومی جنبش بلبشو و آشفتگی بوجود می آورد. مثلا واحد هلند می رود با نیروهایی که همآنطور که کامران مطرح می کند ، نیروهای بحرانزا همکاری می کند که نه تنها کمکی به حل بحران نمی کند که به آن دامن می زند. در این صورت معلوم نیست که واحد ها بر چه اساس و معیاری با این نیروهای مختلف از راست راست تا چپ چپ ،می توانند کار بکنند. بدین ترتیب جنبش یک خط مستقل را نمی تواند ارائه دهد.
بنظرم حداقل برای یک سال آینده جنبش باید عقاید خودش را و نظراتش را آنچنان معرفی بکند که هر شنونده و یا هر کس که طرفدار جنبش است و هر ایرانی که با آن آشنا می شود یک خط مشی مشخصی را دریابد که جنبش را از دیگر نیروهای سیاسی متمایز سازد.به غیر از این، به مسئله عدم اعتماد مردم به نیروهای سیاسی دامن زده می شود. مردم می گویند این جنبش هم یک نظر ثابتی ندارد و معلوم نیست که چه می گوید و چیزی ندارد که بگوید. یک جایی با نیرو های راست و خیلی راست همکاری می کند و در جای دیگر با نیروهای مذهبی و یک جائی هم با نیروهای چپ چپ همکاری می کند. اختشاش فکری بوجود می آورد که باید به آن نقطه پایان گذاشت. جنبش اگر می خواهد در جامعه مطرح شود باید یک طرح نو بیآورد.
یک نظرگاه غلطی که در سیاست اتحاد ها وجود دارد این است که همیشه می گوئیم فلان نیرو راست است ! فلان نیرو در گذشته چنین اشتباهاتی داشته و غیره و براین مبنا با هم همکاری نمی کنیم. باید گفت که مسئله خط سیاسی مهم است. ما از صفر شروع نمی کنیم . نیرو های سیاسی یک گذشته ای دارند ولی با وجود بحران درونی می توانند با برخورد به گذشته خود و اصلاح آن خود را در خط درست قرار دهند. باید این فرصت به نیروهای بحران زده داه شود و در غیر این صورت ، ما تنها خودمان را منزوی کرده ایم. و دیگر نیروه ها را در مقابل خودمان قرار می دهیم و به حاشیه رانده می شویم. هر نیرویی که می خواهد به حکومت اسلامی نقطه پایان بگذارد و یک جمهوری دمکراتیک را در جامعه برقرار کند می تواند در کنار ما قرار گیرد.

محسن نژاد در صحبت کوتاه خود گفت که فکر میکنم که اساسا در سه بخش وظایف ما و یا خطوط کلی فعالیت جنبش حداقل مابین نشست سوم و چهارم را می توان بر شمرد:
1) وظایف بیرونی جنبش خطاب به مردم و علیه جمهوری اسلامی از قبیل دادن اعلامیه ها، برگزاری کنفرانس ها برای افشای جمهوری اسلامی و سازماندهی این فعالیت ها؛
2) تلاش برای دور هم گردآوردن وسیع ترین نیروهای جمهوری خواه و دنبال کردن بحث هایی که میان 9 گروه سیاسی در جریان بود؛
3) در درون جنبش ، دامن زدن به بحث هایی که می تواند برای رشد و قوام اندیشه ها و خط مشی ها کمک کند.
بدین ترتیب بایست از خرده کاری پرهیز نمود و در راستاهای کلان سیاسی اقدام کرد.

محسن مقصودی ضمن تاکید بر اینکه آنچه همراهان را در جنبش پیوند می دهد همانا جمهوری خواهی و باور به دمکراسی و لائیسیته است و در موارد دیگر می تواند در جنبش نظرگاه ها بسیار متنوعی در کنار هم قرار گیرند. این نقطه قوت جنبش است که خود رابخشی از جنبش بزرگ جمهوری خواهی بنامد و مرزهای پر رنگی مابین خود ودیگر جمهوری خواهان که دمکرات و لائیک هستند ترسیم نکند.
وی گفت در دو نشست گذشته پیشنهادهای مشخصی در مورد گسترش فعالیت های نظری و گسترش فعالیت های حقوق بشری و دفاع از مبارزات مردم ایران ارائه کردم . در این نشست به چگونگی پیوند با جنبش های اجتماعی در ایران می پردازم .
اهمیت جنبش های اجتماعی در ایران نه تنها از لحاظ فشاری است که این جنبش ها به رژیم وارد می سازند، بلکه همچنین از این زاویه که جنبش های اجتماعی نهاد های پایه گذار جامعه آینده هستند و راه حل های مسائل و مشکلات جامعه را ارائه می دهند و تصویری از یک نظام دمکراتیک سیاسی نقش می بندند، شایان توجه خاص هستند.
پیوند با جنبش های اجتماعی از سه زاویه بسیار مهم است:
1)از زاویه تقویت، گسترش و تحکیم این جنبش ها و دفاع از موجودیت آنها. و تبدیل آنها به نهادهایی پایدار و پذیرفته شده و ماندگار؛
2) از زاویه نقش آنها در فشار سیاسی و حقوقی به رژیم؛
3) از لحاظ تربیت علمی ـ اجتماعی و سیاسی فعالین و هواداران و مرتبطین با این جنبش ها.
حرکت جنبش جمهوری خواهان در این 3 راستا می تواند به تقویت هرچه بیشتر پیوند با آنها بدون آنکه به استقلال آنها لطمه زده شود و نیز تضمین آینده جنبش و نفوذ آن در اجتماع بیانجامد. از آنجا که اشکال این جنبش ها بسیار متنوع و روز فزون است، بدین لحاظ نخست لازم است گروه کار و یا کمیسیونی در این رابطه ایجاد گردد که وظایف زیرین را عهده دار شود:
ـ شناسائی و طبقه بندی حرکت های مردمی؛
ـ تلاش در ایجاد ارتباط با نهاد های مردمی؛
ـ تلاش برای قرار دادن رسانه ها در اختیار آنها؛
ـ در ارتباط قرار دادن این جنبش ها با جنبش های مشابه آنها در خارج از کشور؛
ـ معرفی این جنبش ها و فعالیت آنها درسطح کشورودرسطح بین المللی و افزودن اعتبار و شهرت آنها؛
ـ بکارگرفتن حقوق دانان داخلی و بین المللی در دفاع از حق فعالیت جنبش ها در ایران؛
ـ دفاع از فعالین جنبش ها و نهاد های مردم گزار که توسط ارگان های رژیم دستگیر می شوند؛
ـ تدوین و ترجمه مقالات و جزوات آموزشی در ارتباط با کار این جنبش ها و انتشار آنها؛
ـ ایجاد تسهیلات برای سفر فعالین این جنبش ها به خارج و آشنائی آنها از نزدیک با فعالیت ها و تجربه های انجمن ها در خارج از کشور؛
ـ مشاوره با فعالین جنبش ها برای ارائه راه حل مشکلات و نظر خواهی از آنها برای تعیین موضع سیاسی.

شیدان وثیق در ادامه گفت که ضرورتی ندارد که در مورد اهمیت جنبش های اجتماعی در ایران صحبت کنیم. این امر ناگفته پیداست. می توان لیست بلند و بالایی هم از کار هایی که می توان انجام داد تهیه کرد. نگاه من اینست که باید چند وظیفه مشخص را طرح و چند پیشنهاد را که می توانیم انجام دهیم مطرح کنیم و آن ها را در نشست به تصویب رسانیم. بیشتر می توانیم کارهای عمده را نام ببریم. اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم، رأی گیری در گردهم آیی مشکل می شود.
از سوی دیگر باید ببینیم در چه رابطه ای باید به جنبش های داخل کمک کرد. چرا که اولا خود این جنبش ها خیلی فعال هستند مثلا امروز دفتر تحکیم وحدت در ارتباط با دستگیری فعالین زن بلافاصله متن اعتراضی و توضیحی کاملی را ارائه داده است. یعنی برخلاف دوران شاه و بر خلاف چندین سال پیش، فکر می کنم که هیچ نیروئی در خارج نمی تواند به خوبی خود انجمن هائی که در داخل فعالیت می کنند، عکس العمل سریع نسبت به فشارهای رژیم نشان دهد. ما در واقع بیشتر در ارتباط با محافل بین الملی می توانیم کار کنیم و یا مثلا ترجمه اطلاعیه ها به چند زبان و انتشار آنها را انجام دهیم. تازه این کا را هم شاید در آینده نزدیکی خود این تشکل ها انجام دهند.
در این مورد من فکر می کنم می شود گروه کاری تشکیل داد که با مشورت با فعالان سیاسی اجتماعی داخل کشور ببیند چه نیازی آن ها دارند که در این رابطه فعالیت کند. خیلی از نیازهای آنان را ما نمی توانیم، جدا و بدون ارتباط با آن ها تشخیص دهیم. ما بطور کلی می توانیم با فعالین این تشکل ها وارد دیالوگ و گفتگوی دمکراتیک شویم. فکر می کنم که آنها یک سری مسائل نظری و تئوریک دارند و یا بخش چپ این جنبش ها نسبت به شناخت مسایل اجتماعی علاقه دارند، که می توانیم چنین مباحثی را با آن ها در میان گذاریم.
به طور کلی، این گروه کار می تواند به رفع گسست ها و ایجاد دیالوگ و اعتراض به نقض حقوق جنبش ها بپردازد.

کامران صادقی گفت من به چند نکته اشاره می کنم .مهمترین آنها اینکه ما در آغازسازماندهی یک تشکیلات و یا یک حرکت نیستیم . ما در یک وضعیت ویژه هستیم. و هنوز بقول معروف مرکب بحث های گروه کار بررسی ریشه های بحران خشک نشده است. بعضی از دوستان طوری صحبت می کنند که ما بحرانی نداشتیم و شروع می کنند به ارائه پیشنهادات برای یک شرایط متعارف. اگر من روی برخی صحبت ها تکیه می کنم علتش این زاویه نگاه من است. ما باید برارزش ها و اساس و اصولی که جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران را مشخص میکنند، تاکید کنیم.
اینطور نیست که فقط خواست جمهوریت، دمکراسی و لائیسیته مطرح باشد. خواستهای دیگری هم هستند از قبیل خواست استقلال، خواست برچیده شدن بساط رژیم اسلامی و.. که مجموعه سند سیاسی را تشکیل میدهند. درست است که ما نمی خواهیم یک سازمان در کنار سازمانهای دیگر درست کنیم، ولی می خواهیم در جهت تحقق یک سری خواستها، ایده ها و ارزش ها مشترکا گام برداریم. اگر اینکار را نتوانیم انجام دهیم پس چه می کنیم.

مریم یوسفی گفت که فکر می کنم در ما دو نظر وجود دارد یک نظر که معتقد است در جنبش بحران وجود دارد و نظر دیگر که من طرفدارش هستم اینست که بحران در جنبش وجود ندارد. می خواهم نمونه ای را از حزب سوسیالیست فرانسه ذکر کنم. اخیرا یکی از متخصصین اقتصادی این حزب درست در هنگامه انتخابات اخیر ریاست جمهوری ، اعلام نمود که در دولت دست راستی شرکت خواهد کرد. با این وجود باز در حزب صحبت از بحران نشد و خودشان را آنقدرمشغول به آن نکردند. حالا اگر چند نفر از جنبش جدا شده اند، نام بحران گرفته است و یک سال است تمام انرژی ها صرف آن می شود. البته من به کسانی که فکر می کنند بحران است انتقادی ندارم و هر کس می تواند هر طور که بخواهد فکر کند.ولی یک سوال را مطرح می کنم و آن اینکه تا چه زمانی ما باید به مسئله بحران بپردازیم و به کارهای دیگر نرسیم؟
صحبت من بیشتر سر روابط خارجی است. خواهش می کنم در پیشنهاد هایی که برای نشست بعدی
برده می شود جائی هم به مسئله روابط خارجی داده شود. بنظرمن روابط خارجی باید در میان جمهوری خواهان جایی داشته باشد. الان مدت ها است که ما امکان ارتباط با احزاب سبز و سوسیالیست و غیره را داریم ولی برای هر ارتباطی احتیاج به یک پشتوانه نیروی سیاسی هم هست. می خواهد یک حزب و یا یک ائتلاف سیاسی باشد.
اگر روابط خارجی را مهم ارزیابی کنیم باید گفت که جنبش ما بخاطر ابعادش نیرویی نیست که به تنهایی بتواند آن را بانجام برساند و بخصوص در کارهای حقوق بشری که خصلت سیاسی آن روشن است می بایست به همکاری با سازمان های سیاسی دیگر بپردازد. فکر می کنم ، نشست بعدی جنبش باید به این پرسش ، پاسخ دهد که آیا می خواهیم روایط خارجی داشته باشیم یا نه؟
دومین صحبت من اینست ک اینروزها با تعدادی از جوانان ملاقات داشته ام که بتازگی از ایران آمده اند و برایشان بخصوص مسائل نظری و دانشجویی مهم است. بارها و بارها صحبت از آن می کنند که مثلا به تبلیغات نظری و تئوریک چپ سنتی می خواهیم جواب دهیم اما چه کسی می تواند به این نیاز ما پاسخ دهد و ما را از لحاظ نظری و تئوریک تقویت کند؟ تکلیف ما با جوانانی که کار سیاسی برایشان جالب است چیست؟

کامران صادقی در دنباله جلسه یکبار دیگر بر نکاتی در طول جلسات دوم و سوم گروه کار مطرح کرده بود تاکید کرده و اهمیت توجه به آنها را یادآوری نمود.