|
گزارش شماره3
گروه کار پروژه سیاسی جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران
مورخ جمعه 17 خرداد 1387 (6 ژوئن 2008 )
شرکت کنندگان : مرجان انصاری ، شیدان وثیق،علی حجت، کامران صادقی، محسن
نژاد، ک.آرش و محسن مقصودی
شیدان وثیق اطلاع داد که شالگونی بعلت اهمیت و لزوم شروع کار تارنمای موقت
ج.ج.د.ل.، با ارسال نامه ای، از شرکت در جلسه عذرخواهی کرده و رابط دیگری
با شورای هماهنگی انتخاب خواهد شد. وی تاکید کرد که عدم حضور اعضای گروه
کار در جلسات به ادامه کاری آن صدمه می زند و اظهار امیدواری کرد تا در
آینده نزدیک یک جلسه وسیع پالتاکی گذاشته شود.
علی حجت ضمن تائید این سخنان بر اهمیت ارائه گزارش جلسات بطور فشرده و
ایجاد سیستم گزارش دهی به همراهان تاکید نمود. وی بر ارائه نظرات بطور
فشرده و منظم و مشخص صحه گذاشت.
سپس جلسه وارد دستور کار شد و در ادامه بحث های گذشته پیرامون پروژه های
سیاسی،
کامران صادقی گفت که با توجه به بحثهای هفته گذشته، مایلم یک نکته را با
دوستان در میان بگذارم.
کار ما در این مرحله از بحث، نه پلمیک با یکدیگر است و نه حتی قانع کردن
یکدیگر. کوشش ما میبایستی روی روشن کردن جواب سوال زیر متمرکز شود:
با توجه به وضعیت و موقعیت کنونی ج ج د ل، ما چه برنامه عملی را، لااقل
برای یکی دوسال آینده، باید مد نظر قرار بدهیم؟ طبیعی است که این برنامه
عمل موقت، نشانه ها و رنگ و بوی کنسپت عمومی پروژه سیاسی ج ج د ل را
میتواند در بر داشته باشد.
جواب من به سوال بالا این است که : ما هنوز در یک وضعیت بحرانی بسر می بریم.
خواست ادامه کار روشن است. ولی جواب بسیاری از پرسشهائی که در طول چند ماه
گذشته در ضمن مباحث مطرح شدند روشن نیستند. بسیاری از همراهان این مجموعه
به این نتیجه رسیدند که ما از مسیر اصلی خارج شده ئیم و باین دلیل از این
مجموعه فاصله گرفتند. ما با وجود اینکه فکر میکنیم پروژه جمهوری خواهی
دموکراتیک و لائیک، خواست استقلال و برچیده شدن بساط رژیم اسلامی،
مناسبترین آلترناتیو نظری در صف بندیهای امروز اپوزیسیون است، ولی هنوز کار
با برنامه و چشم گیری در این زمینه نکرده ایم...
بنابراین من فکر میکنم که ما باید لااقل برای یکی دو نشست آینده بفکر سر و
سامان دادن به وضعیت خودمان، چه از نظر درونی و چه از نظر بیرونی باشیم.
برای این کار ما باید شروع کنیم به معرفی این پروژه و اصول و ارزشهائیکه
جوهر ج ج د ل را تشکیل میدهند. مهمترین رویکرد در این زمینه در گیر شدن در
مباحث مطروحه بین نیروهای سیاسی در ایران است.
این رویکرد دو فایده میتواند داشته باشد. اول اینکه پایبندی ما را به اصول
و ارزشهای جمهوری خواهی دموکراتیک و لائیک نشان میدهد، که این خود اعتماد
بر انگیز است. دوم اینکه ما را از دایره بسته بحثهای سازمانهای سیاسی خارج
از کشور بیرون برده و به مباحث، مسائل و مشکلات جنبش سیاسی فرهنگی در ایران
نزدیک می کند.
تا اینجا فکر میکنم که حرف من با بند یکم و سوم پیشنهاد شیدان تطابق داشته
باشد.
در رابطه با فعالیتهای افشاگرانه و مبارزاتی علیه رژیم، فکر میکنم لااقل در
فاصله نشست سوم تا چهارم ما باید به فکر آکسیونهای مستقل باشیم.
مکانیسمهائی را پیدا کنیم که با نیروی کم، انعکاس گسترده داشته باشد. آنهم
نه فقط در خارج از کشور، بلکه عمدتا در بین فعالین سیاسی در داخل کشور.
چگونگی همکاری با نیروهای جمهوری خواه در خارج از کشور میتواند در محدوده
اختیارات نهادهای محلی باشد. در نشست چهارم میتوان با جمعبندی از این
اقدامات برای تدقیق و تکمیل آنها ویا برداشتن قدمهای دیگری تصمیم گیری کرد.
شیدان وثیق گفت که در چهار محوری که در هانوور پیشنهاد شده است روی دو محور
تاکید گردیده است. اول انکه ما بعنوان یک جریان سیاسی که می خواهد یک سلسله
نظرات را اشائه دهد، بر اهدافی تاکید داریم که گروه های دیگر کمتر به آن
پرداخته اند. از اینرو باید براین پایه ها کارهای نظری و فکری نمود.
مشخصا پیشنهاد میکنم که یک حوزه ی مشخص چون لائیسیته و سکولارریزاسیون و یا
جمهوریت را طرح کنیم و تدارک یک کنفرانس سراسری را ببینیم. کنفرانسی در
فاصله ی دو نشست سراسری سوم و چهارم در آمریکا و یا در اروپا دررابطه با
یکی از این مبانی برگزار کنیم.
در رابطه با مناسبات ما با جنبش داخل، باید با مسائل این جنبش ها درگیر
شویم. یک سلسله بحث هایی بگذاریم در ارتباط با مسائل آن ها و کوشش کنیم که
با فعالین داخل کشور وارد دیالوگ شویم. خواست های شان را منعکس کنیم و آنها
را در محافل بین المللی مطرح کنیم.
موضوع دیگری که می خواهم مطرح کنم انجام آکسیون های مستقل برای فعالیت های
حقوق بشری بخصوص در ارتباط با محافل بین المللی است. روشن است که بصورت یک
گروه مشخص نیز می توانیم عمل کنیم. ولی تاثیر پذیری آنگاه بالا خواهد رفت
که این احساس باشد که جریان های مختلف حضور دارند و دنیا به یک اپوزیسیون
توجه دارد تا به یک گروه کوچک. هیچ اشکالی ندارد که، چنان چه موضوع مشخص
باشد، هر نیرو موضع خودش را مطرح سازد. البته ویژگی ها باقی می مانند. من
معتقدم که جنبه ی پلورالیستی جمهوری خواهی فعالیت را باید همواره حفظ کنیم.
در فاصله ی بین دو نشست سراسری، می توانیم آکسیونی مرکزی، مانند تظاهرات
بروکسل، بر حول یک موضوع مهم حقوق بشری یا سیاسی، برگزار کنیم.
مسئله ی چهارم رابطه ی ما با سازمان های دیگر است. این موضوع بهتر است به
صورت قراری در همایش به ثصویب رسد و مضمون همکاری های ما را با دیگر نیروها
مشخص کند. همچنین مشخص سازد که حدود و مرزهای همکاری تا کجا می روند؟ پاره
ای از گروه های سیاسی برای همکاری با ما آمادکی نشان می دهند. آیا ما می
توانیم وارد یک سلسله همکاری های عملی، به عنوان مثال، شرکت در جشن
اومانیته در فرانسه با دیگر سازمان ها در چهارچوب یک غرفه واحد به نام «
غرفه ایران» شویم؟ ما این مسئله را باید روشن کنیم تا از حالت بلاتکلیفی
خارج شویم.
محسن نژاد گفت که نخست این سوال را می خواهم مطرح کنم که این عنوان "هویت
ما" به چه معنی است؟ من تعریفی از " ما " نمی کنم چرا که مرزی را مابین
جنبش و "دیگران" نمی گزارم و فاصله گزاری بین "ما" و " دیگران" قائل نیستم.
معتقدم که "الیت" آنقدر نباید نقش داشته باشند که در جایگاه خاصی قرار
گیرند و آنرا "ما" و یا " جنبش" و یا هر نام دیگری بخوانند. ورود من به
جنبش بشکل فردی بوده است و با حضور خود در جنبش با دیگران "مرز" بندی نکرده
ام و بدنبال فرقه جدیدی نیستم. من جنبش را بعنوان یک آجری در کنار دیگر آجر
ها ی ساختمان اپوزیسیون نمی بینم بلکه جنبش را ساروج تحکیم بلوک های تشکیل
دهنده اپوزیسیون ارزیابی می کنم.
موضوع بحث های ما و یا آنچه که ما را می تواند به هم پیوند دهد می تواند
مسائلی همچون حقوق بشر و یا دفاع از حق برابری زنان باشد ، اما آنچه که
اساس پیوند ما را تشکیل می دهد همانا سیاست است سیاستی که در واقع قدرت را
در ایران به چالش می کشد. این چالش را ما باید از درک صحیحی از مقولات حزب
، دولت و ملت و رابطه آنه آغاز کنیم تا درک مشخصی را ازحاکمیت و نظام سیاسی
جانشین ، دراختیار مردم قرار دهیم . درکی که مفهوم فرقه گرایی نداشته باشد.
البته ایجاد رابطه با جنبش درون کشور بسیار خوب است اما بهترین تاثیر را در
درون کشور ضمن احترام و همکاری ، می توانیم با ایجاد رابطه نوین درونی جنبش
و تظیم و ارائه هویتی مدرن برای جنبش ، داشته باشیم .
محسن مقصودی در ادامه گفت که ما باید در درجه اول به این پرسش ، پاسخ دهیم
که آیا با اوج گیری اعتراضات مردم روبرو هستیم و مبارزه با رژیم توسط مردم
روز بروز گسترش می یابد وبا عمق بیشتری روبرو می شود و یا رکود در حرکت های
مردمی دیده می وشد و جنبش در حال عقب نشینی است و ارتجاع توانسته با یک
دوره رونق سیاسی و اقتصادی روبرو شود؟
با توجه به تعداد و گستردگی اعتراضات مردم که تنها در ماه فروردین امسال به
450 مورد در سراسر کشور بالغ گردیده است و از جمله تظاهرات اخیر کارگران
هفت تپه و یا تحصن دانشجویان تربیت معلم در پردیس کرج با حضور بیش از 3000
دانشجو که تا کنون 80 تن از آنها به اعتصاب غذا دست زده اند و با توجه به
بحران های بیش از پیش اقتصادی ، تورم افسارگسیخته، فروپاشی اعتقادی و ارزش
ها ئی که رژیم جمهوری اسلامی سالها تبلیغ آنها را می نموده است و رقابت ها
و دشمنی ها و پوسیدگی درونی رژیم و بسیاری فاکتورهای دیگر، بنظر من مبارزات
مردم در ایران در حال اوج گیری است و راهی که رژیم به به آن روی آورده است
، نقض خشن حقوق انسانی در ایران می باشد. ابزارهای سیاسی رژیم دیگر برد
چندانی در حفظ تعادل نظام ندارند و حتی ابزار سرکوب مسئولین نظام کند
گردیده است و رژیم برای سرپوش نهادن بر موج اعتراضات به بحران های بین
المللی دامن می زند و خطر جنگ را گسترش می دهد . جنگ بعنوان خشن ترین ابزار
نقض حقوق بشر.
از اینرو در ارتباط با این بخش از پروژه سیاسی و در دفاع از حقوق بشرو
مبارزات مردم کشور و گسترش آن که وظیفه ای نه مقطع ای که دائمی و همه روزه
است پیشنهاد می کنم که اقدامات زیرین صورت گیرد:
گروه و یا گروه های کاری تشکیل شوند که:
ـ بطور مرتب به ضبط و نشر موارد نقض حقوق بشرتوسط رژیم بپردازد؛
ـ هر اعتراض و مبارزه ای را که در جای جای کشور علیه نابرابر و ظلم و بی
قانونی و غیره می گردد را شناسائی و منتشر سازد و با فعالین این اعتراضات
در ارتباط قرار گیرد؛
ـ مراتب نقض حقوق بشر و سرکوب مردم را به مراکز بین المللی و رسانه های
ایرانی و خارجی گزارش کند و از آنها دعوت نماید تا به واکنش علیه اقدامات
رژیم دست بزنند؛
ـ با برگزاری کنفرانس های مطبوعاتی و نیز شرکت در نشست های بین المللی
همچون مجمع عمومی سازمان ملل، جلسات عمومی پارلمان اروپا، کنفرانس های بزرگ
بین المللی به افشاء جهانی نقض حقوق انسان در ایران دامن بزند؛
ـ به تحلیل و جمع بندی مرتب مبارزات مردم و نقات قوت و ضعف آن بپردازد و
شعارهای مناسب را برای حرکات بعدی استخراج نماید و تجارب گذشته را در
اختیار حرکت های جدید و فعالین حقوق بشری قرار دهد؛
ـ به واکنش فوری در مورد موارد بارز نقض حقوق بشر ( همچون کشتار فجیع
فروهرها) بصورت برگزاری متینگ و یا تحصن در مکان های حساس بپردازد؛
ـ به افشای سیاست های جنگ افروزانه رژیم بپردازد؛ ( همچون سیاست هسته ای
رژیم، حمایت ؤزیم از تروریسم بین المللی ، همکاری با نئوفاشیست ها و
پروکاسیون های بین المللی و....)
ـ به نقد دائمی تئوری ها و نظرگاه های ارائه شده از سوی مراکز نشر عقاید
رژیم همچون "حقوق بشر اسلامی" ، " محاسن اعدام و بریدن اندام "، "طرح امنیت
اجتماعی" و رواج خشونت اجتماعی و فرهنگی و غیره بپردازد.
علی حجت در این نشست گفت که ما باید سند سیاسی را مورد نظر و بررسی قرار
دهیم . این سند تا حدود زیادی مطالب را روشن خواهد نمود. جنبش ما یکمخرج
مشترکی از نیروهای سیاسی گوناکون است . البته پارچه حریر وزربرفت نیستیم
ولی با سازمان های سیاسی دیگر همچون اکثریت و یا جبهه ملی و غیره متفاوت
هستیم. نباید حساب کرد که جنبش یک گروه پراکتیکی است که همچون برخی از حرکت
ها از بعد از 11 سپتامبر بوجود آمده است.
همانطور که سند سیاسی مطرح می کند جمهوری اسلامی باید برود ولی من معتقدم
که ما چنین کاری از دستمان بر نمی آید. باید آنچه از دستمان برمیآید انجام
دهیم. ما دنباله رومردم نیستیم و در عین حال جلوی آن هم نیستیم. با توجه به
سند سیاسی کار می کنیم. هدف ما می بایست گسترش جنبش و جلب افراد به خودمان
باشد. ما باید کارهای خودمان را به پیش ببریم.
کار اصلی ما ایجاد سیاهی لشکر نیست، کار اصلی ، هدف ما ارائه جمع بندی ها
به مردم و پشتیبانی از جنبش مردم در ایران می باشد.
پیشنهادات مربوط به پروژه سیاسی را که تنظیم کنیم ، به یکی دو طرح مشخص
خواهیم رسید که می توانیم به نشست سوم ارائه دهیم. آنچه فکر می کنم که قادر
هستیم انجام دهیم جمع بندی نظرات همران در چند طرح برای همایش خواهد بود.
ک. آرش گفت بررسی من اینست که ما گوشه ای از یک جنبشی هستیم که در ایران
است. این جنبش هنوز وجود نداردولی می تواند بوجود آید. تا بحال چیزی از خود
نشان نداده است. از یک نیروی سیاسی بودن تا یک آلترناتیو بودن، تفاوت ها
است. به هیچ وجه با واقعیت ها جور در نمیآید که ما در حال حاضر توان
سرنگونی رژیم را داریم. ما یک گروه تبعیدی هستیم که اهداف مشترکی داریم. ما
یک جریان کوچکی هستیم که باید قدم هایمان را به اندازه خودمان سازیم. بعض
ها توهم دارند که جمع عددی افراد مساوی است با یک آلترناتیو. نسل جدیدی
بوجود آمده است که حتی سازمان های سیاسی را نمی شناسد. گروه سیاسی ما را هم
نمی شناسد. وجود و شکل گیری جمهوری خواهان دمکرات و لائیک در سال 60 نبود،
بلکه در شرایطی شکل گرفت که تا حدودی یک گوشه از آزادی در ایران وجود داشت
و واقعا چه سروصدائی در ایران ایجاد کرد. با شکل گیری این جریان پیش از هر
چیز جایگاه خودمان را نشان بدهیم. ما یک گروه کوچکی هستیم که حتی در خارج
کشور هم جایی نداریم. امیدوارم که برنامه هایی را در مقابل خودمان بگذاریم
که با توانمان هم شکل باشد. مجاهدین نیرویی بودند ، خوب چه شدند؟ ما در این
جامعه ایران پایگاه و جایگاهی نداریم. ما نمی توانیم از مرحله 1 به مرحله
10 بپریم.به این معنی یک سری امکانات بسیار محدودی داریم. فعالیت های ما در
چارچوب هایی که مربوط می شود به اعتراض در خارج کشور و یا اعتصاب غذا و
غیره می تواند شکل گیرد.
کامران صادقی گفت که ما باید در یکی دو سال آینده به وضعیت خودمان از
طریق1) نشان دادن ارزشهای جوهری خود و 2 ) درگیر شدن با مسائل ایران سرو
صورتی بدهیم . ما باید با پرداختن به خود بر بحران اعتماد مردم نسبت به ما
غلبه کنیم.
اینکه چه مکانیزم هایی را باید بکار گیریم جای تامل دارد. اینکه مسائل کشور
را در اختیار نهاد های بین المللی قرار دهیم ، هم آشنا شدن با مسائل ایران
است و هم معرفی خود. این را بعنوان نمونه گفتم. اینکه یک نهادی داشته باشیم
که ببیند چه موضوعاتی در ایران اولویت دارند همچون دفاع از استقلال و یا
برچیده شدن جمهوری اسلامی و یا جنبش های دانشگاه ها این فایده را دارد که
Koncept ما را نشان می دهد و تبلیغ می کند اگرچه منجر به برچیده شدن جمهوری
اسلامی نشود.
محسن نژاد گفت که اگر قرار بر این باشد که ما حرف خودمان را بزنیم و کسی
نشنود، خوب می توانیم در خانه خود نیز حرف بزنیم و احتیاجی به جنبش نیست.
اگر قرار است که حرف هیچ وقت به اکثریت تبدیل نشود که فایده گفتنش چیست؟
آیا چون اسنادی داریم نباید حرف دیگری بزنیم؟ پیشنهاد ما بطور مشخص چیست ؟
تنها یک سلسله حرف های پالتاکی؟ این صحبت ها را باید عملی کنیم. اگر پروژه
سیاسی ما شرنگون کردن این رژیم است باید نشان بدهیم که چگونه می خواهیم این
کار را عملی کنیم. آیا باید دیگران ما بنشینیم و دیگران رژیم را سرنگون
کنند؟ حتی اگر نظرم را می گویم باید بگویم که تا کجا می تواند این نظر عملی
گردد. بنظر من هر چه زودتر باید این بحث ها سازماندهی شود.
شیدان وثیق در انتها گفت من نمی بینم که در حالت اوج گیری مبارزات هستیم.
بهرحال باید کوشش کنیم که بالاخره در یک ماه آینده یک چکیده ای از
پیشنهادات را روی کاغذ بیآوریم. چه پیشنهادهایی در زمینه بنیادهای کار
داریم ؟ درباره فعالیت عملی و فعالیت های مشخص چه مواردی را مطرح می کنیم؟
در پایان محسن نژاد عهده دار رابط با شورای هماهنگی شد.
|