ندای آزادی

بازگشت به صفحه نخست

 

صورت جلسه شماره 2
کمیسیون پروژه سیاسی جمهوری خواهان لائیک و دمکرات ایران


مورخ جمعه 10 خرداد 1387 ( 30 مه 2008 )

شرکت کنندگان : خانم مرجان انصاری ، آقای شیدان وثیق، آقای علی حجت،آقای کامران،آقای کیومرث و آقای محسن مقصودی

درآغاز نشست ، آقای شالگونی موارد و موضوعات 1) شرکت دیگر همراهان در نشست کمیسیون 2) نحوه بازتاب بیرونی گزارش های کمیسیون و 3 ) بحث عمومی همراهان در مورد پروژه های سیاسی را مطرح کردند.
پس از بحث جمعی و ابراز نظرات موافق و مخالف ، کمیسیون به اتفاق تصمیم گرفت:
1ـ حضور همراهان در کمیسیون بعنوان ناظربدون مانع است ، تنها می بایست از قبل با اعضاء کمیسیون همآهنگی لازم صورت گیرد.
2ـ بحث های کمیسیون حتی المقدور خلاصه نگاشته شود ودرسایت موقت تا نشست جنبش ، منتشر گردد.
3ـ اعضای کمیسیون در بحث های جمعی پالتاکی که از سوی شورای همآهنگی به مسئله پروژه های سیاسی نیز اختصاص خواهد یافت شرکت فعال داشته باشند و همراهان را در جریان نقطه نظرات مطرح قرار دهند.
4) گزارشات کمیسیون برای پست های الکترونیکی همراهان ارسال گردد.

در ادامه آقای شالگونی گفت که من نقطه نظراتم را در مورد محور های فعالیت جنبش بصورت کتبی نوشته، برای اعضای کمیسیون ارسال کرده ام و مناسب است تا دیگر همراهان نیز نظراتشان را تدوین کنند.
آقای وثیق گفت من نوشته های آقای شالگونی را خوانده ام و درکم این نیست که موضوع کار این کمیسیون خیلی مشکل باشد.
بخشی از نوشته های آقای شالگونی که ما جزئی از جنبش هستیم و باید بخشی از وظایف اپوزیسیون را انجام دهیم و فعالیت مبارزاتی داشته باشیم و وظایف عملی ما با محدودیت هایی که در خارج داریم رابطه دارد و می بایستی برخوردی رئالیستی داشته باشیم ، روشن است. ولی می رسیم به واژه های اهرم دیپلماتیک و یک پایگاه رسانه ای و اینکه آخرش به این سوال که چه باید کرد؟
از هدف های پر طمطراق و بزرگ ، آخرش می رسیم به همان برگزاری سمینارهای مشترک و یا میتینگ و غیره . ما از موقعیتی که اپوزیسیونی بوجود بیآید که آلترناتیو قرار بگیرد و در دیپلماسی بین المللی خطاب قرار بگیرد که امری پیش بینی ناپذیر است، فرسنگ ها فاصله داریم.
در مورد رسانه ها هم باید گفت که زیاد هستند و می توان از آنها بهره برد.تلویزیون و رادیوهای مختلف که اگر شرایطی بوجود بیآید ، کارهای موثری را می توان انجام داد.
اما در مورد چهار موردی که در گزارش نشست مشورتی هانوور آمده است میتوان گفت که در قسمت اول که مربوط به پیش برد یک سلسله مسائل نظری است دو کار را در جنبش نظری و عملی باید در تلفیق با هم به پیش برد. در یک سال آینده گروه کاری می تواند تشکیل شود و یک کنفرانس در مورد یک موضوع مثلا لائیسیته و ایران و یا لائیسیته و زنان و لائیسیته و حقوق بشر و جامعه مدنی برگزار کرد. و از صاحب نظران در خارج و داخل کشور برای شرکت در آن دعوت بعمل آورد. و یا اینکه در موضوع جمهوری دست به تشکیل چنین کنفرانسی زد.
در مورد فعالیت های عملی از تظاهرات بروکسل و دیگر تجارب باید استفاده کنیم و در یک حرکت مشترک جمهوری خواهی ، یک آکسیون مرکزی با شعار مثلا روز نه به جمهوری اسلامی برگزار نمود که جنبه بین المللی پیدا کند.
در مورد جنبش های مدنی ، می توانیم در بحث های آنها شرکت کنیم و وارد گفتگو با آنها شویم و نظراتشان را فعالانه منعکس کنیم. فعالیت های سندیکایی و دانشجویی و دیگر فعالیت ها.
در مورد مسئله چهارم در ارتباط با سازمان های سیاسی به صورت یک قطعنامه سیاسی مشخص کنیم که جنبش جمهوری خواهان لائیک و دمکرات نمی تواند بعنوان یک جنبش سیاسی وارد بحث های اتحاد و غیره شود ولی در رابطه با همکاری های عملی با همه این طیف های جمهوری خواهان کوشش بکند که کار های مشخصی را پیش ببرد . نباید بصورت شبهه عمل کرد و بحث یکی شدن و وحدت و غیره را انجام داد . در این موارد می بایست به ویژگی های جنبش توجه کنیم .

آقای مقصودی گفت که در گذشته نیز با مقالات آقای شالگونی آشنا بودم و با آنها موافقت دارم . آقای شالگونی با دیدی کاملا سیاسی و مبارزاتی به نیاز های جنبش جمهوری خواهی پرداخته است و تلاش دارد به نوبه خود به آنها پاسخ دهد. علت گرد آمدن جمهوری خواهان هم اینست که با بالا بردن ظرفیت ها و امکانات مادی و معنوی به آنچه نیازهای جنبش آزادی خواهانه و دمکراتیک در ایران است بهترو فراترجوابگو باشند. هر عمل سیاسی حساب شده و درست می تواند موجب بالا رفتن توان جمهوری خواهان گردد که بنوبه خود منجر به تقویت جامعه در مقابل دیکتاتوری حاکم می گردد.
بعقیده من کمیسیون پروژه سیاسی بیشترازآنچه که در ظرفیت خود جنبش می بیند باید به عموم جمهوری خواهان اشراف داشته باشد و به سازماندهی آنها در مبارزه نظری و سیاسی بپردازد.
در رابطه با مورد نخست که در گزارش نشست مشورتی هانوور آمده است ، بنظر من باید فعالیت های نظری و تئوریک جنبش در مقابل تبلیغات و آموزش های جمهوری اسلامی قرار گیردو آنها را به چالش بکشد.جمهوری را در مقابل ولایت فقیه ، دمکراسی را در مقابل حکومت اقلیت درکشور و لائیسیته را در مقابل شعار "سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما" قراردهد و چه از وجه نظری و چه در زندگی روزمره بر بسیار صاحب نظران و اندیشمندان تکیه کرده، بررسی و نقد را سازماندهی کند.
کمیسیون می بایست با توجه روزمره به گفته های رهبران و مبلغان رژیم ،محورهای ماهیتی و ارتجاعی عمده را یافته و با کمک پژوهشگران و فعالین عرصه های گوناگون ، پاسخ های لازم را تهیه کند و با کمک رسانه های مقتدر در اختیار خیل عظیمی از مردم که در تقابل روزانه با ارگان ها و نهادها و کارگزاران رژیم هستند بگذارد و آنها را در مبارزشان تجهیز سازد.
به این ترتیب می توانیم یک مبارزه مداوم و روزانه و یک آموزش پیگیر را در جامعه به پیش ببریم و در تقابل با صدها هزار جیره خوار رژیم که مردم را در محاصره خرافات و دیکتاتوری قرار داده اند و به بندگی فرا می خوانند، افق امید بخش آزادی واختیار را درخشان تر سازیم.

آقای شالگونی گفت که البته ما هدفی نداریم که باصطلاح فیل هوا کنیم . تفاوت اینجاست که ما مشغول خرده کاری نشویم و دارای یک نقشه و طرح دراز مدت باشیم. خرده کاری خود یک استراتژی هم می تواند باشد.
ما پراکنده هستیم ولی اگر کسی فکر کند که ما تافته جدا بافته ای هستیم تلاش می کند که از دیگران فاصله بگیرد. اما اگر ما وارد ائتلاف ها نشویم ، چگونه می توانیم که اهدافمان را به پیش ببریم ؟
چگونه می توانیم سمینار بگذاریم ؟ باید کوشش کنیم خط مشی منفردی نداشته باشیم.
ما باید چگونگی نگاه به آینده را به جوانان نشان دهیم. ما باید مسائل ایران را مسئله مرکزی خودمان سازیم. و در رسانه ای مربوط به جنبش به آنها بپردازیم . رسانه زیاد است ولی رسانه ای دمکرات هنوز وجود ندارد.
اپوزیسیون دمکرات امکان آنرا دارد که اگردرست حرکت کند پاسخ صحیح را به مسائل کشور بدهد و به غیر از آن دیگرانی خواهند آمد و سکان حرکت را در دست خواهند گرفت.
اگر چنین نگاهی نتواند در همآیش سوم مسئولیت بپذیرد و آمادگی لازم را برای ایفای نقش ویژه خود پیدا نکند به اتمام کار خواهیم رسید. با موفقیت های کوچک و برگزاری سمینارهایی که در هیچ جا بازتاب نمی یابند و کسی از آنها بهره نمی برد ، نمی توان جنبش را به پیش برد. معتقدم که امروز می توانیم نطفه های کارهای بزرگ فردا را بسازیم. اگر دمکرات ها با تردید به مسائل نگاه کنند و نسبت به مسائل جامعه بدون موضع باقی بمانند آنقدر شارلاتان های سیاسی وجود دارند که صحنه سیاسی کشور را پر نمایند. برای نمونه اگر موضع درستی درباره حقوق ملی اتخاذ نگردد ، تنها ناسیونالیست ها افراطی میدان دار معرکه می شوند.

آقای کامران گفت که چقدر خوب است این حرف ها بصورت شفاف نوشته شوند تا نشست بتواند بطور روشن تصمیم گیری نماید. جنبش حمهوری خواهان لائیک و دمکرات با طرح ایده جمهوری خواهی توام با استقلال و آزادی از یک زاویه خاصی وارد مبارزه شد. ولی ندیدن این زاویه که همانا در درجه نخست صف بندی با ولایت و سلطنت است در تنظیم خط مشی سیاسی ، موجب آن خواهد شد که علت وجودی جنبش از دست برود.
ما دچار بحران اعتماد هستیم ولی بحران اعتماد بیش از آنکه بحران اعتماد مابین نیرو های سیاسی باشد ، مابین نیروهای ومردم است .مردم به نیرو های سیاسی اعتماد ندارند. حتی این همکاری نیروهای سیاسی مختلف می تواند بحران را عمیق تر بکند. باید این نیروها، پایبندی خودشان را عملا و بطور نظری به اهدافی که از آن صحبت می کنند نشان دهند . از این نظر برای یک دوره ای هم که شده است باید جمهوری خواهان لائیک و دمکرات کارشان را روی معرفی خودشان متمرکز کنند. و با تکیه روی نظراتشان و بر اساس ارتباطاتی که با جنبش ها دارند به اعتماد سازی کمک کنند.

آقای کیومرث که بعنوان ناظر شرکت کرده بود گفت که فرض من بر این است صحبتی که در این پالتالک می کنیم همصداهایی را در ایران دارد. ما فقط سخن گوی این نظرات نیستیم و بی شک در ایران هم عده زیادی بر این نظرات صحه می گذارند.
یک مقداری هم اعتبار باید به آنهایی بدهیم که در ایران مبارزه می کنند. بنظر من دلیل موفقیتشان در روشن بودن طرح و برنامه ها است.
بحث و جدل اگر در خودش باقی بماند به اسکولاستیک تبدیل می شود و نه به عمل. بنظر من مسئولیت اساسی ما موقعیت خود ماست که می خواهیم برای خود و بخاطر آنچه که برای جمهوری خواهان دمکرات و لائیک مطرح است ، طاقی بوجود بیآوریم .
باید کاری را پیشنهاد کنیم که از عهده اش برآئیم. اگر دوستی در توانش است که با خامنه ای وارد بحث نظری شود، خوب بشود. اما آنچه در مقابل ما قرار دارد این است که یک بار دیگردر کنار هم قرار بگیریم . بنظر من بهتر است آنچه را که از عهده اش نمی توانیم بر بیائیم را، اصلا نگوئیم.
خودمان را در قیاس با دیگر نیرو ها ود ر رقابت با آنها قرار ندهیم. بنظر من یکی دیگر از دلایلی که نتوانستیم رشد کنیم ، وارد شدن به عرصه رقابت با جمهوری اسلامی بود. ما باید در همان حدی که در سند سیاسی می گنجد طرح و برنامه ارائه بدهیم که از عهده اش برآئیم . من معتقد نیستم اگر شکست بخوریم نمی توانیم دوباره بلند بشویم. منتها باید خیلی واقع بینانه قدم برداریم و در تصورات اینکه چه کارهائی را دلمان می خواهد انجام بدهیم نباشیم. اهداف را بیاوریم روی کاغذ و بگوئیم این پروژه ماست. شاید به اندازه کافی بغرنج نیستیم که بتوانیم انجام بدهیم اما شفافیت نیازهمگانی ما است. هرچه شفافیت بیشتر باشد اعتماد بیشتر خواهد شد.