|
برداشتی از اجلاس جمهوريخواهان دمكرات و لائيك
تازه آغاز راه است
دكتر خسرو قديری
انديشكده مصالح و منافع ملی ايران
KGhadiri@sbcglobal.net
دوشنبه ٢٣ شهريور ١٣٨٣
اجلاس سه روزهء جمهوريخواهان دمكرات و لائيك در پاريس و تصويب مواد مورد
اشتراك و توافق، و نيز نظر سنجی بر روی مواردی كه بر سر آنها اجماع و
توافقی نبود را میتوان گامی مثبت در راه ايجاد جبهه متحد جمهوريخواهی
ارزيابی كرد.
در گذشته، بنا به سنت سياسی رايج ميان نيروهای سياسی در ايران بنيانهای
ايدئولوژيكی مبنای هرگونه نزديكی، ائتلاف و يا وحدت بود، چندانی كه به
سهولت اختلاف عقايد را هم به تضاد و تخاصم بين نيروها ارتقا میداد و
همچنانی كه هنوز رسوبات ايدئولوژيكی سد راه هماهنگی نيروهای آزاديخواه بوده
و هست. اما اكنون كه دمكراسی خواهی استراتژی مشترك همه نيروهای دمكرات و
آزاديخواه است، بنا به مفهوم و سنت دموكراسی و بنياد پلوراليسم، نه تنها
اختلافات را موجه و طبيعی شمرده میشوند كه حتی به رسميت هم شناخته میشوند
و فراتر اينكه اساساً ديناميسم تحول و رشد و تكامل جنبش دمكراتيك و
آزاديخواهی فعلی در گروی درونی كردن اين فهم است. فهمی كه افقش "تلاش
حداكثری بر پايهء توافقات حداقلی است".
از اين منظر شركت نيروهائی از طيف چپ، ملی و دين باوران عرفی در اين نشست
بارقۀ اميد باز شدن زمينۀ همكاری ميان سه خانوادۀ سياسی را در دل كاشت. و
اين نويد را داد كه میشود برمبنای سياست، نه ايدئولوژی متحد شد. گر چه
تازه آغاز كار است و راه درازی در پيش است. اما انتخاب شورای هماهنگی مركب
از جمعی افراد خوشنام مانند دكتر علی راسخ افشار از بنيانگذاران جبهه ملی
ايران در اروپا و كنفدراسيون جهانی دانشجويان و محصلين ايرانی در خارج كشور،
هوشنگ كشاورز صدر، دكتر هدايت الله متين دفتری از بنيانگذاران جبهه
دموكراتيك و ملی و خانم ميهن جزنی و جمعی ديگر - با هر كدام بيش از نيم قرن
سابقۀ فعاليت سياسی - حسن انتخاب شركت گنندگان اين اجلاس بود. اگر چه تركيب
شورای هماهنگی آيدال نيست، جای دين باوران عرفی و برخی از نيروهای چپ خالی
است، اما از يك سو ائتلاف پذير و از دگر سو ترميم پذير است. با اميد به
مددجوئی از اين دو ابزار (ترميم و ائتلاف پذيری) میتوان انتظار داشت كه با
رفع اختلافاتی كه در درازمدت میتواند با اتكاء به توافقات رنگ ببازد، به
اتحاد مطلوب تری دست يافت. بهر حال موفقيت اين اجلاس كه اكثريت قريب به
اتفاقش تحول خواهانی هستند كه با تماميت نظام استبداد دينی مرزبندی دارند
میتواند سرانجام به دستآوردی برای كل جمهوريخواهان مبدل گردد.
با توجه به اينكه، اكثريت قاطع تركيب شورای هماهنگی پيش از اين، به ائتلاف
پذيری جريان پاريس معتقد بوده اند اكنون فرصت مناسبی در اختيار دارند كه با
تقويت و اشاعۀ اين نظر در پایۀ سازمان و با تشكيل كميسيونی ويژه برای ايجاد
ارتباط و گفتگو با ديگر جمهوريخواهانی كه در طيف پاريس حضور ندارند به
ارتباطات و گفتگوهای پراكندهای كه غالباً به ابتكارات شخصی صورت میگيرد
زمينههای اتحاد اكثريت قاطعی از جمهوريخواهان دمكرات و عرفی را سازماندهی
كنند. حضور متجاوز از ده تن از كادرهای هيات رهبری و موثر اتحاد
جمهوريخواهان ايران خانم مريم سطوت و آقايان مهدی فتاپور، بيژن حكمت، فتحی
و فانی يزدی و پيام آنان كه حتی در ترجمهء انگليسی نام اين سازمان " اتحاد
جمهوريخواهان دمكرات و لائيك ايران " ترجمه شده بود نشانگر تمايل آنان به
نزديكی است. اگر چه موارد اختلاف با برخی از جناحهای اين حركت اندك و برخی
جناحهای ديگرش بالنسبه وسيع تر است، اما شايسته است قدم به قدم در رفع
اختلافات كوشيد.
حاكميت عقلانيت سياسی در طيف پاريس زمينههائی را آماده كرده است كه از
منظر فلسفی بايسته است از سه گذار عبور كند : اولاً از تضاد به اختلاف،
ثانياً از در جازدن در گذشته به چشم دوختن به آينده، و ثالثاً از تقسيم
مدالهای منزه گرائی به نقادی سازنده كه طيف پاريس در اين زمينه قدمهائی به
جلو برداشته است. در دمكراسی مقدور نيست كه دريچهء بحث و گفتگو بسته شود.
انسداد باب گفتگو و تبادل نظر با دمكراسی همخوانی ندارد. اگر سازمانهای
سياسی نخواهند به سرنوشت انشعابی تاسف بار حزب كمونيست كارگری ايران دچار
شوند، راهی به جز شركت در يك جريان وسيعتر ندارند. نظرات سازمانها و گروهها
نه در درون سازمان و در جمعی مشتاق بلكه در برون سازمان و در جمعی نقاد،
صيقل میپذيرد. اين صيقل پذيری است كه نظرگاههای سازمان را معقول و مطلوب
كرده و به اعتبار سازمان افزوده و سبب ساز همبستگی و وحدت درونی میشود.
شورای هماهنگی با ياری گروههای منطقهای میتواند پروژهء جمهوريخواهی را در
زمينههای دمكراسی خواهی، عرفی گرائی و حقوق بشر خط مشیای كند، و با
مشاركت بلاواسطۀ آنها سياستهای راهبردی و برنامههای عملی را تدوين و سپس
برای انسجام عملياتی به بدنۀ تشكيلات عرضه بدارند. و هم چنان قادر باشد كه
گروههای منطقهای را در نشست مشترك با ديگر جمهوريخواهان ترغيب و تشويق كند.
اكنون كه طراحان "تز بين المللی كردن ايران" در شورای هماهنگی حضور دارند و
با توجه به اقبال همگانی ابراز شده از اين تز، شايسته است كه آن را عاجلانه
در دستور كار قرار داده و برنامههائی متناسب ارائه دهند.
شايد طرح اين نكته بی فايده نباشد كه ابراز نقطه نظرهای تئوريك به عنوان
مبانی وحدت بدون طرح عمومی آن در جامعه و عبور از چالشهای نقادانه اهالی
انديشه و سياست و سنجش قابليتهای اجرائی و عملياتی و پی آمدهای آن، نه
تنها كاری پسنديده نيست بلكه میتواند منشاء بروز آسيبهای جدی هم باشد.
شورای هماهنگی بدنهای است كه بايد بر روی توافقات سياسی برنامه ريزیهای
عملی ارائه دهد. از جمله "مساله ايران را جهانی كند" و افكار عمومی جهان را
به طرفداری از مبارزات مردم ايران جلب كرده و رژيم جمهوری اسلامی را منزوی
كند. و قادر باشد با بسيج جمهوريخواهان منفرد از يك سو و همكاری از سطح
اتحاد عمل تا وحدت و يكپارچگی با جمهوريخواهانی كه در سازمانهای
جمهوريخواهی ديگر متشكل اند، از آنان به عنوان موتور به پيش راندن "تز بين
المللی كردن ايران" مدد گيرد.
شورای هماهنگی بايسته است كه از تصميم گيری بر روی موارد تئوريك و نظری
موجود در اين طيف خودداری كند. اين وظيفهء فعالين اين جمع است كه در محيطی
صميمانه به تعاطی افكار پرداخته و زمينه ساز توليد تئوری و نظر برای
تشكيلات و احيانا طرح در جامعه شود. سمت گيری شورای هماهنگی در اين
مقولهها به ضريب قدرت اجرائی و به جلو بردن برنامههای عملی اين تشكل ضربه
خواهد زد.
جمهوريخواهان در برخی از مقولههای نظری منجمله مسايلی از قبيل وحدت و
قوميتها و تدقيق مباحثی حول و حوش دمكراسی، جمهوری و حتی حقوق بشر بايد
كوشا باشند. اگر چه رای گيری آماری بر روی اين موارد در يك جمع بی فايده
نيست ليكن انعكاس آن در جامعه، منوط به عقلانيتی است كه در آن به كار گرفته
شده و مقبوليتی است كه از نتايج آن حاصل میشود. لذا به دور از هرگونه
شتابزدگی، ما همواره در ديالوگ با جامعه، بی نياز از تامل ورزیهای
خردگرايانه و بازنگریهای نقادانه نيستيم.
يكی ديگر از موارد مهم، عدم توجه به همگونی و همراهی با جنبش روشنفكری،
دمكراتيك و عرفی ايران بود. امروزه جريانات گوناگون، جنبش دانشجوئی،
گروههای حقوق بشر و فرهنگی و شخصيتهای روشنگر همه و همه هواداری آشكار خود
را از يك رژيم جمهوری عرفی و دمكراتيك نشان میدهند. شورای هماهنگی برای
رفع اين كمبود كه در نشست جمهوريخواهان مشهود بود، بايد بطور جدی اقدام
نمايد.
طرح و بررسی مسائل تئوريك – سياسی كه عمدتاً بر دوش روشنگران و روشنفكران
آزاديخواه است از كمبودهای جدی سمينار بود. ضريب شركت فعال روشنگران در اين
جمع پائين بود. تا زمانی كه ناصر كاخسازها در جدول پياده روها قدم میزنند
و با ديگران تعاطی افكار میكنند و بساط روشنگری به جای اين كه در سالن و
پشت ميكروفن به ساز و كار خود مشغول باشد به حاشيه خيابان رانده شده باشد
كميت ما از جائی لنگ است.
حضور آقايان مهران مصطفوی و كاك رسول قادری و باقر مرتضوی با ضريب بالای
مدارای سياسی و متانت اشان مغتنم بود.
آقای هوشنگ كشاورز صدر و دكتر ناصر پاكدامن برای اتحاد اين جمع دلسوزیها
كردند.
آقای محمد رضا شالگونی اگر چه در اين نشست از موضع ايدئولوژيك حركت میكرد
ولی با طرح اصولی و متين بحث خود تحسين بر انگيز بود. آقايان بهزاد كريمی و
فريدون احمدی آمده بودند كه با دستاورد وحدت از اين شهر راهی محل خود شوند.
آقای مهدی ذوالفغاری برای تبليغات اين جمع زحمات فراوانی كشيد كه جای سپاس
فراوان دارد.
تصويب سهميه بندی پنجاه در صدی زنان و عدم آمادگی زنان برای حضور در صحنه و
اعلام نامزدی برای مشاركت در انتخابات نشان دادند كه برخی از جمع ما كه بر
اين باور بود مشق خود را انجام نداده بود.
تداركات ضعيف بود. نظم و ترتيب میتوانست مناسبتر باشد. هيات رئيسه نشانگر
تركيب تمامی طيف حاضر در جلسه نبود.
سر انجام اين كه مصوبات احتمالی شورای هماهنگی بايسته است كه ناظر بر اين
واقعيت باشد كه در راه اتحاد گسترده تری از جمهوريخواهان قدم بر میدارد و
هم چنين بايد بكوشد كه مقبوليت مردمی داشته باشد و با در نظر گرفتن مصالح و
منافع كل جنبش حركت كند. و گرنه به ظرفيت پذيرش اين مجموعه و وزن مخصوص آن
در جامعه آسيب خواهد زد.
تازه آغاز راه است. راهی پر پيچ و خم در پيش است.
|