|
جمهوری خواست مردم
محسن مقصودی
mmaghsoudi@googlemail.com
تارنمای تازه بکار"ندای آزادی" ابتکارپسندیده ای بکار گرفته است وبا طرح سه
سوال تلاشی را آغاز نموده است برای دامن زدن به گفتمانی موثر که به تدقیق
خط مشی آتی جمهوری خواهان دمکرات و لائیک کمک خواهد کرد.
بنوبه خود سعی می کنم به این سوالات پاسخ های کوتاهی بدهم.
سوال نخست آنکه :
چرا جمهوری خواهی ، جنبشی چشمگیر نشده است؟
تحلیل من از آنچه که در جامعه می گذرد این است که اتفاقا جمهوری خواهی
خواست و فریاد اکثریت بزرگی از مردم کشور ماست. این خواست نه تنها نیروهای
اپوزیسیون دمکرات را در بر می گیرد، بلکه جناح هایی از حاکمیت را هم شامل
می شود. هرچند که آنها از یک جمهوری با مضمون دینی حمایت می کنند. در واقع
آنچه در مقابل جمهوری ایستاده است "ولایت مطلقه فقیه " می باشد. حتی
طرفداران "مشروطه پادشاهی" نیز خود را مقید به رای مردم می کنند.(تا کجا
صداقت دارند،موضوع دیگری است). تنها نهادی که مشروعیت خودش را نه از مردم
که بنا به نظر واضحانش از"خدا" می گیرد، و خود را جانشین "ائمه" تا ظهور "امام
زمان" می داند ،"ولایت فقیه " می باشد. حتی در مقابل این نظر و نهاد ،
بسیاری از معتقدان به "ولایت فقیه" هم ایستاده اند که این "ولایت" را ناشی
از اراده مردم می دانند.
از این رو طیف بزرگی از مردم و نیروهای سیاسی با انگیزه ها و اهداف بکلی
مختلف ، از جمهور مردم در مقابل "ولایت مطلقه فقیه" حمایت می کنند.
فقط یک نمونه می آورم و آن "انتصابات " مجلس رژیم است. همانطور که شاهد
بودیم مردم همه آنچه "ولی فقیه" ـ علی خامنه ای ـ گفت را ناشنیده گرفتند و
با بد اقبالی مواجهش کردند. نه آنطور که او خواسته بود صبح اول وقت به پای
صندوق های رای رفتند و نه بخش بزرگی ازآن 30 درصدی که رای دادند به
کاندیداهائی که از نزدیکان خامنه ای هستند، همچون حداد عادل رای دادند.
حداد عادل ، داماد ولی فقیه و رئیس مجلس دوره هفتم ، حتی نتوانست 25 درصد
آرای رای دهندگان را کسب کند و اگرآماردروغ دولتی را هم پایه قرار دهیم ،
پیروی کنندگان از "ولایت مطلقه فقیه" در پایتخت به 10 درصد هم نرسیدند.
خواست این اکثریت مطلق ، جمهوری ـ یعنی اراده آزاد و رای آزاد مردم و نه "ولایت
مطلقه فقیه" ـ بروشنی در انتخابات بازتاب یافت. آیا این حرکت چشمگیر نبود؟
اگر ما چنان مفهوم جمهوری خواهی را محدود به شرایط خود کنیم و برای آن مرتب
تعاریف خاص بیآوریم ، البته از الگوهای ما "جنبشی" مستفاد نمی شود. باید در
نظر بگیریم که وقتی مردم در وسیع ترین مفهوم آن ، حق رای و انتخاب می یابند،
لزوما آنچه را که ما می پسندیم انتخاب نمی کنند. لاجرم موضوع انتخاب مردم
نیست که " جمهوری " را می سازد ، صرف "حق داشتن انتخاب آزاد" و آن هم نه یک
بار برای همیشه ، بلکه داشتن این حق برای همیشه است که جمهوریت را می سازد.
امروز بیش از هر زمان دیگر مردم فریاد می زنند که می خواهند آزادانه سرنوشت
خود را تعیین کنند این فریاد هر روز بلند تر می گردد.
دومین سوال چنین است که:
از نظر شما برنامه عاجل جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران چه باید باشد؟
جمهوری خواهان دمکرات و لائیک هم اینک نفس تازه می کنند. همراهان در پی
چند سال فعالیت به نشست سوم نزدیک می شوند و در عرصه های سیاسی و نظری و
ساختاری به بازنگری پرداخته اند و می روند که دور جدیدی از مبارزه را
بیآغازند.
برای فعالیت سیاسی جنبش مابین نشست سوم و چهارم برنامه ای تهیه شده است که
من هم در تهیه اش شرکت داشتم. بنظرم برنامه ای است روشن و موثر که تاثیر
خود را در مبارزه سیاسی کشور خواهد گذاشت. این برنامه در تارنمای ندای
آزادی منتشر شده است و مورد بحث همراهان قرار خواهد گرفت.
اما بهترین برنامه ها می توانند در روی کاغذ و یا صفه تارنما باقی بمانند
اگرباور و توان اجرای آن بوجود نیآید. این مهم وظیفه اصلی نشست سوم همراهان
است. آیا به انجام آن موفق خواهیم شد؟
جمهوری خواهان دمکرات و لائیک بیش از هر چیز باید نهاد های گفته شده در سند
ساختار را یا ترمیم کنند و یا بوجود بیآورند. این نهاد ها عبارتند از نشست
سراسری، شورای همآهنگی، گرایشات فکری یا فراکسیون ها، گروه ها و کمیسیون
های کارو نهادهای محلی.
ترمیم ، تشکیل و تقویت این پنج نهاد و پی گیری برنامه های مشخص از سوی آنها
که موتورحرکت کاروان جمهوری خواهان می باشند را وظیفه عاجل روز می دانم.
و پرسش سوم این است که :
نظر شما در مورد همکاری با دیگر نیرو های اپوزیسیون چیست؟
باید توجه داشت که جهوری خواهان دمکرات و لائیک خود یک شکل از همکاری
نیروهای اپوزیسیون می باشد. از بدو تاسیس گرایشات چپ، دمکرات ، ملی ، لائیک
های باورمند به اسلام عدالت خواه ، فعالین حقوق بشر، فمینیست ها و مدافعان
رفع تبعیض های فرهنگی و سیاسی از اقوام وملیت های ساکن ایران صفوف و
گرایشات فکری همراهان جنبش را تشکیل می دادند. آنچه این گرایشات را در کنار
هم نشانده است باور به جمهوریت، لائیسیته، دمکراسی، آزادی واستقلال کشورمی
باشد که با وجود جمهوری اسلامی دست نیآفتنی هستند.
از این رو مسئله بصورت همکاری با دیگر نیروهای اپوزیسیون مطرح نمی شود،
بلکه قضیه بصورت گسترش همکاری نیروهای اپوزیسیون می تواند مطرح باشد.
البته که این گسترش ضرورت دارد. بدون آن اهداف و خواست های جنبش دست
نیآفتنی هستند. تنها با نیروئی به بزرگی تمامی جمهوری خواهان می توان
استبداد فاشیستی مذهبی "ولایت مطلقه فقیه" را به زباله دان تاریخ فرستاد.
بدون تاکتیک های معین، بدون توافق های معین، بدون مانوور های معین و بدون
همکاری مشخص نمی توان به نظام سیاسی مردم سالار رسید. بعضی ذهن های صادق
ولی ساده با هرحرکت، زود طب می کنند. یکباره حکم به انحراف و انحلال و
انصراف و انتزاع می دهند. می ترسند دستشان به "نجاست" بخورد!با بزرگنمائی
ها کوچکترین انعطاف را" تجاوز به ناموس ـ بمعنی قانون واصول ـ " می خوانند.
برخی وارونه، بهر چیز تن می دهند. خود را آهن می پندارند ولی نه پولاد که
جیوه ! به شکل هر ظرفی در می آیند. خصلت روان دارند! آینه خوبی هستند
دربازتاب وقایع لیکن با تکه سنگی می شکنند !
در این میان نقطه تعادل درگسترش و تحکیم همکاری اپوزیسیون را چگونه می توان
پیدا کرد؟ بگمان من با گفتمان ! گفتمان مرز نمی شناسد. سازماندهی گفتمان
بین همراهان ، با همراهان با دوستان با رقیبان و حتی با دشمنان ! باید
ابتکارو صراحت داشت ، صداقت و سماجت داشت. آشکار گفتگو کرد و بر نظارت و
قضاوت مردم تکیه کرد. برسر آنچه گفته می شود ایستاد و به توافقی که رسیده
می شود عمل نمود. بدین ترتیب راه همکاری اپوزیسیون در جنبش و یا درشکلی
بزرگتر از جنبش هموار خواهد شد.
|